خرید بک لینک
روزی که خرید مادر کیف مدرسهقرمز،چمدانی،کلاس اول،با کلیدروزی که سخت حل می شد اصل هندسهدبیر همدانی،صد کاروان شهیدروزی که مرد خواهد جان بچگیروزی که حسرت واژه بست بر تو پای نعشگیروزی که رفت بر بادروزی که داد بر بادشهر کلانی که روزی علی آباد بادروزی که ر

برچسب: نویسنده: باران پورعلی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:46

روزی ما دوباره کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کردو مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفتروزی که کمترین سرود بوسه استو هر انسان برای هر انسان برادری استروزی که دیگر درهای خانه شان را نمیبندندقفل افسانهایستو قلب برای زندگی بس استروزی که معنای هر سخن دوست دا

برچسب: نویسنده: باران پورعلی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:46

شب من پنجرهای بیفردا روز من قصهی تنهاییها مانده بر خاک و اسیر ساحل ماهیام ماهی دور از دریا هیچکس با دل آوارهی من لحظهای همدم و همراه نبود هیچ شهری به من سرگردان در دروازهی خود را نگشود کولیام خسته و سرگردانم ابر دلتنگ پر از بارانم کولیام خس

برچسب: نویسنده: باران پورعلی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:46

هزار حرف نگفته بینمون هست....و یک حرف نهفته بر روی لبمون....و اون یک حرف کافیه تا همهی اون هزار ناگفته، راهشون رو پیدا کنن و از مستوری به مستی برسن....شاید تو دنیای دیگهای حرف نهفته از مستوری سر بدر بیاره....حکایت من و تو، حکایت اون دو تا پنجرهای

برچسب: نویسنده: باران پورعلی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:46

صفحه بندی